99

۱- گزینه «۲» اضطراب جدایی

اضطراب جدایی در اکثر کودکان یک‌ساله دیده می‌شود و خودبه‌خود از بین می‌رود؛ اما در بعضی تا سال‌های دبستان ادامه دارد و حتی در سال‌های بعد، در پی دوره‌های استرس یا تروما، مجدداً ظاهر می‌شود که اختلال اضطراب جدایی نامیده می‌شود. شیوع اختلال اضطراب جدایی در دوران کودکی و اوایل نوجوانی حدود ۴ درصد تخمین زده می‌شود. اختلال اضطراب جدایی در بچه‌های کوچک شایع‌تر از نوجوانان است و شیوع آن در دختر و پسر مساوی گزارش شده است. این اختلال ممکن است در سال‌های پیش از مدرسه شروع شود، ولی اغلب سن شروع آن بین ۷ تا ۸ سالگی است. میزان اختلال اضطراب فراگیر در کودکان سنین مدرسه حدود ۳ درصد برآورد می‌شود. این میزان برای جمعیت‌هراسی ۱ درصد و برای هراس‌های ساده ۲٫۴ درصد است. در نوجوانان، شیوع اختلال پانیک (وحشت‌زدگی) در طول عمر ۰٫۶ درصد است و شیوع اختلال اضطراب فراگیر ۳٫۷ درصد بوده است.

خلاصه روان‌پزشکی کاپلان، ترجمه رضاعی، جلد اول، فصل ۹.

۲- گزینه «۴»

اصل پریماک

از جمله تکنیک‌های تربیتی برای تغییر رفتار افراد، اصل پریماک می‌باشد. این اصل که به قانون «مادربزرگ» معروف است، بر اساس اصل مجاورت ایجاد شده است. اصل پریماک می‌گوید دستیابی به کنش ترجیحی، تقویت‌کننده‌ی کنشی است که کمتر ارجحیت دارد. دیوید پریماک گفته است که همه‌ی پاسخ‌ها تقویت‌کننده‌های بالقوه‌اند؛ از هر پاسخی که فراوانی نسبتاً زیادی دارد می‌توان برای تقویت پاسخی که فراوانی نسبتاً کمی دارد استفاده کرد. اگر بچه‌ها تکالیف درسی‌شان را که برایشان جذابیت ندارد انجام نمی‌دهند و دوست دارند به کوچه بروند و بازی کنند، باید بچه‌ها را ملزم کنیم که ابتدا فعالیت درسی را انجام دهند و سپس به سراغ بازی در کوچه بروند.

خلاصه روان‌پزشکی کاپلان، ترجمه رضاعی، جلد اول، فصل ۲.

۳- گزینه «۴» وسواس فکری-عملی

بعضی روان‌شناسان عقیده دارند که وسواس‌ها و اجبارها به‌صورت ژنتیک ذخیره شده‌اند و مغز نمی‌تواند رفتارهای اجباری ذخیره‌شده را بازداری کند و در این میان اختلال در مدارهای بازدارنده عقده‌های پایه (هسته‌های قاعده‌ای) نقش دارد. شواهد نشان داده است اندازهٔ هستهٔ دم‌دار در این بیماران کاهش یافته است. نقایص مغزی مهم در اختلال وسواس (OCD) عبارت است از افزایش فعالیت مناطق پیشانی و عقده‌های پایه (هسته‌های قاعده‌ای)، به‌ویژه هسته‌های دم‌دار و سینگولوم. کمبود سروتونین هم ممکن است در ایجاد این اختلال نقش داشته باشد. (آسیب‌شناسی روانی، مهدی گنجی، جلد اول، فصل ۵)

۴- گزینه «۴»

اضطراب جدایی که به صورت گریستن یا تحریک‌پذیری بروز می‌کند، پاسخی است که کودک هنگام جدایی از مادر یا مراقب خود نشان می‌دهد. شایع‌ترین سن آن ۱۰ تا ۱۸ ماهگی است و عموماً تا پایان سال سوم زندگی از بین می‌رود. اضطراب غریبگی—ترس از افراد غریبه—که کمی زودتر (حدود ۸ ماهگی) پیدا می‌شود، اضطرابی است که در مواجهه با شخصی غیر از مراقب به وجود می‌آید. (خلاصه روان‌پزشکی کاپلان، ترجمه رضاعی، جلد اول، فصل ۲)

۵- گزینه «۱» تحقق نیافتن رفتارهای ناپسند

با تقویت افتراقی رفتار، اصولاً می‌توان قدرت رفتارهای نامطلوب جدید را با فراهم کردن محیطی که سرشار از تقویت است، کاهش داد. به این ترتیب، نوجوانی که مواد یا الکل را امتحان می‌کند (رفتار نامطلوب)، در صورتی که محیط او غنی از تقویت‌کننده‌ها باشد—مثلاً فعالیت‌های خارج از برنامه، علایق بیرونی و غیره—احتمال بروز این رفتار نامطلوب (مصرف مواد یا الکل) کمتر خواهد بود. (خلاصه روان‌پزشکی کاپلان، ترجمه رضاعی، جلد اول، فصل ۲)

۶- گزینه «۱» خودشیفتگی؟*

به نظر می‌آید سازمان سنجش به اشتباه گزینهٔ ۱ را به عنوان پاسخ درست مطرح کرده است. یکی از ویژگی‌های کودکان مبتلا به سلوک، سنگ‌دلی و فقدان همدلی است؛ آن‌ها به احساسات دیگران توجهی ندارند و اهمیتی به آن‌ها نمی‌دهند. به نظر می‌رسد که فرد بیشتر بر تأثیر اعمال خویش بر خود تأکید دارد و به تأثیر این اعمال بر دیگران اهمیتی نمی‌دهد، حتی زمانی که صدمهٔ قابل‌ملاحظه‌ای به دیگران وارد کرده باشد. در نتیجه گزینهٔ ۲ یعنی «بی‌رحمی» پاسخ مناسب‌تری است. (آسیب‌شناسی روانی، مهدی گنجی، جلد دوم، فصل ۱۹)

۷ گزینه «۳» اختلال دلبستگی

افسردگی اتکایی، که بیمارستان‌زدگی نیز خوانده می‌شود، نخستین بار رنه اشپیتز آن را در کودکانی ذکر کرد که دلبستگی طبیعی برقرار کرده بودند، اما بعد به‌ناگاه و به مدت‌های متفاوت از مادرانشان جدا شده و در پرورشگاه‌ها یا بیمارستان‌ها نگهداری شده بودند. آنها افسرده و گوشه‌گیر شده بودند؛ به محرک‌ها پاسخ نمی‌دادند و در برابر بیماری‌های جسمی آسیب‌پذیر بودند، اما وقتی مادرانشان برمی‌گشتند یا جانشین مادری برایشان فراهم می‌شد، بهبود می‌یافتند.

خلاصه روانپزشکی کاپلان، ترجمه رضاعی، جلد اول، فصل ۲

۸- گزینه «۱»

ویرانگری درونی

ملانی کلاین دو موضع (مرحله) را برای رشد بهنجار مشخص کرده است:

۱. موضع روان‌گسیخته یا پارانویاگونه (۳–۴ ماه اول)

۲. موضع افسرده‌وار (نیمهٔ دوم سال اول)

در موضع افسرده‌وار، کودک اشیاء بیرونی را به‌صورت کامل در نظر می‌گیرد و می‌فهمد که خوب و بد می‌توانند در یک فرد واحد وجود داشته باشند؛ تصویر واقع‌بینانه‌تری از مادر پرورش می‌یابد و متوجه می‌شود که او فرد مستقلی است که می‌تواند هم خوب و هم بد باشد. کودک از امکان از دست دادن مادر می‌ترسد؛ دوست دارد از او محافظت کند و او را از خطر نیروهای مخرب خود مصون نگه دارد. اما کودک به‌قدر کافی رشد نکرده است که تشخیص دهد توانایی لازم را برای محافظت از مادرش را دارد؛ بنابراین از امیال مخرب قبلی نسبت به مادر احساس گناه می‌کند. از نظر کلاین، کودک در این سن از نبودن مادر دچار اضطراب جدایی می‌شود؛ این اضطراب ریشه در ترس از خیال‌پردازی‌های خودش دارد: کودک می‌ترسد مادر را ویران کرده باشد؛ بنابراین دچار ترس از فقدان شیء می‌شود.

روانشناسی ژنتیک، دکتر منصور، جلد دوم، فصل ۴

۹ گزینه «۲»

طیف اوتیسم

قبلاً اختلال اوتیستیک، سندروم آسپرگر، اختلال رت و اختلال تجزیهٔ کودکی به‌عنوان اختلالات نافذ رشد مطرح می‌شدند، اما به این دلیل که در تفکیک آنها مشکلاتی وجود داشت، DSM-5 به‌طور کلی اختلالات سابق (یعنی اختلال اوتیستیک/سندروم، آسپرگر، اختلال رت و اختلال تجزیهٔ کودکی) را حذف کرده و آنها را زیر چتر اختلال طیف اوتیسم درآورده است. به این ترتیب، از این به بعد گفته نخواهد شد که فرد به اختلالی مانند «تجزیهٔ کودکی اوتیسم» یا «سندروم آسپرگر» مبتلاست؛ در عوض گفته می‌شود که او به اختلال طیف اوتیسم، یا به‌اختصار اوتیسم، مبتلاست.

روانشناسی کودکان استثنایی، مهدی گنجی، فصل ۸

۱۰- گزینه «۴»

وسواس بی‌اختیاری؟

به نظر می‌رسد سازمان سنجش به اشتباه گزینه ۴ را به‌عنوان پاسخ صحیح معرفی کرده است؛ در حالیکه گزینه ۳ (اختلال ارتباط اجتماعی) پاسخ مناسب برای این سوال است.

طبق DSM‑5، ملاک‌های تشخیصی اختلالات طیف در خودماندگی عبارتند از نواقصی در ارتباط اجتماعی و علاقه‌های محدود که در اوایل دوره رشد بروز می‌کند، اما در موارد خفیف ممکن است تا سال‌ها بعد شناسایی نشود. حدود یک‌سوم کودکان واجد ملاک‌های اختلال طیف در خودماندگی در DSM‑5 کم‌توانی ذهنی دارند.

شاید بارزترین ویژگی اختلال طیف اوتیسم، عدم تعامل اجتماعی صحیح کودک باشد. کودکان اوتیستیک در دنیای خود غرق شده‌اند و به تعاملات اجتماعی علاقه‌ای نشان نمی‌دهند؛ برای بازی کردن با کودکان دیگر تمایل ندارند. تعداد دوستان و تعاملات اجتماعی آنها بسیار کم است و همسالانشان نیز از حرف زدن با آنها اکراه دارند. (روانشناسی کودکان استثنایی، مهدی گنجی، فصل ۸)

۱۱- گزینه «۲» لاغری — ترس از چاقی

ویژگی‌های اصلی اختلال بی‌اشتهایی عصبی (آنورکسیا نِروزا) عبارتند از: گرسنگی دادن به خود، مقاومت در برابر حفظ حداقل وزن، ترس مرضی از چاق شدن و باور غلط دربارهٔ اندام. در لاغری مفرط نیز فرد ممکن است فکر کند چاق است. (آسیب‌شناسی روانی، مهدی گنجی، جلد دوم، فصل ۱۱)

۱۲- گزینه «۱»

باراک، کودکانی را نابینا می‌داند که فقط توانایی ادراک نور را دارند و لذا برای آموزش خواندن به آنان باید از خط بریل یا روش‌های مشابه و بدون استفاده از حس بینایی بهره گرفت. همچنین او کودکان کم‌بینا (نابینایی تقریباً کامل) را کسانی می‌داند که در تشخیص اشیایی که در فاصله‌ای دور قرار دارند دچار مشکل هستند، اما در تشخیص اشیا و مواردی که در فاصله‌ای کمتر از ۶۰ سانتی‌متر قرار دارند مشکل چندانی ندارند. باراک نوع سومی از این کودکان را تحت عنوان «کودکان با اختلال در میدان دید» اضافه می‌کند. به عبارت دیگر، این گروه از کودکان تنها در نقاطی از میدان دید خود کوری دارند و اگر اشیا یا مواد در این نقاط قرار گیرند، قابل رویت نمی‌باشند. (روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی، نراقی و نادری، فصل ۴)

۱۳- گزینه «۲»

بی‌قراری و شب‌ادراری

اختلال هماهنگی حرکتی رشدی (DCD) اختلالی است که در آن مهارت‌های فرد برای هماهنگی حرکات فیزیکی با تاخیر زیادی همراه است و این تاخیر موجب کاهش عملکرد در فعالیت‌های زندگی می‌شود.

با اصطلاحات دیگری نیز مترادف است، از جمله دیسپراکسیا، کنش‌پریشی و سندرم «بچه دست و پا چلفتی». پسران بیشتر از دختران به این اختلال مبتلا می‌شوند.

علائم: کیفیت ضعیف حرکات فیزیکی؛ ضعیف بودن تونوس ماهیچه‌ای یا کم بودن قوام و سفتی ماهیچه‌ها در هنگام استراحت؛ عدم برنامه‌ریزی حرکتی برای انجام کارها؛ ناتوانی در حفظ تعادل؛ ناتوانی در انجام کارهایی که به توالی خاص نیاز دارند، مثل پوشیدن لباس. این کودکان ممکن است در مهارت‌های حرکتی ظریف نیز مشکل داشته باشند، مثلاً بریدن، رنگ‌کردن، نقاشی‌های توخالی، نوشتن، گذاشتن مکعب‌ها روی هم یا انجام کارهایی مانند بیرون آوردن مداد از جامدادی. به علت این مشکلات ممکن است کودک نتواند پا به پای سایر کودکان کلاس پیش برود. کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلال هماهنگی حرکتی رشدی ممکن است نتوانند با دوستان خود بازی کنند یا ورزش کنند و این اختلال ممکن است عواقب اجتماعی داشته باشد.

14- گزینه «2»: واژگونی

ساختار کروموزوم به چندین روش قابل تغییر است که هر کدام از آنها جهش‌های ژنتیکی نامیده می‌شوند:

- حذف (Deletion): بخشی از کروموزوم از بین رفته یا حذف شده است.

- تکثیر (Duplication): بخشی از کروموزوم کپی شده و در نتیجه مواد ژنتیکی اضافی حاصل می‌شود.

- جابجایی (Translocation): در جهش جابجایی، بخشی از یک کروموزوم به کروموزوم دیگر منتقل می‌شود؛ این انتقال می‌تواند درون‌کروموزومی یا بین‌کروموزومی باشد.

- وارونگی (Inversion یا واژگونی): بخشی از کروموزوم جدا شده، وارونه می‌شود و مجدداً به کروموزوم متصل می‌گردد؛ در نتیجه ماده ژنتیکی وارونه می‌شود.

- حلقه‌ها (Rings): قسمتی از کروموزوم شکسته شده و یک دایره یا حلقه تشکیل می‌دهد؛ این جهش می‌تواند با یا بدون از بین رفتن مواد ژنتیکی اتفاق بیفتد.

15- گزینه «1»: ارثی

انواع نقص شنوایی:

- نقص شنوایی انتقالی (رسانشی): زمانی روی می‌دهد که چیزی مسیر صوت را در گوش بیرونی یا گوش میانی مسدود کند. مسدود شدن گوش ممکن است در اثر جمع شدن موم، عفونت‌ها یا تورم گوش میانی، یا هر گونه نابهنجاری ساختاری در مجرای گوش به وجود آید. این نوع نقص معمولاً موقت است و با جراحی یا دارودرمانی برطرف می‌شود.نقص شنوایی حسی‌عصبی به علت وجود مشکلات در گوش داخلی (حلزون یا عصب شنوایی)، به‌ویژه در تارهای مویی حساس در گوش درونی یا در عصب‌هایی که آنها را پشتیبانی می‌کنند، به وجود می‌آید. معمولاً علت ضایعه در گوش داخلی، بیماری‌های ارثی و ژنتیکی است.

نقص شنوایی مرکب از مشکلات موجود در گوش بیرونی، میانی یا درونی نشأت می‌گیرد. کسانی که این نقص‌ها را دارند در شنیدن صداهای آهسته مشکل پیدا می‌کنند یا آنها را تحریف‌شده می‌شنوند.

نقص شنوایی مرکزی به علت تغییراتی است که در مناطق دریافت شنوایی در مغز یا آسیب در گذرگاه‌های آن‌ها به وجود می‌آید. نقص‌های شنوایی مرکزی بسیار کم روی می‌دهند. (منظور از مرکزی، مرتبط با دستگاه عصبی مرکزی، یعنی مغز و نخاع است.)

(روانشناسی کودکان استثنایی، مهدی گنجی، فصل ۱۰؛ روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی، نراقی و نادری، فصل ۵)

۱۶- گزینه «۲» اسپاستیک حرکتی.

فلج مغزی عبارت است از یک اختلال حرکتی و ژستی که علت آن آسیب دیدگی مراکز کنترل حرکت در مغز است. در فلج مغزی اسپاستیک (هرمی) انقباض و کشیدگی ماهیچه‌ای به طرزی غیرعادی بالا است و با فعالیت فیزیکی بیشتر می‌شود. ماهیچه‌ها و مفاصل سفت یا خشک هستند و حرکات آن دسته از اعضای بدن که تحت تأثیر این عارضه قرار دارند بسیار محدود است. برخی کودکان فلج یک‌سویه (همی‌پلژیا) دارند؛ یعنی تنها یک طرف بدن—دست و پای چپ یا دست و پای راست—فلج است. بعضی کودکان فلج مغزی دو سویه (دیپلژیا) دارند؛ یعنی کل بدن آن‌ها فلج است اما این فلج در پاها شدیدتر از دست‌هاست. بقیه کودکان فلج مغزی چهار سویه (کوآدری‌پلژیا) دارند؛ یعنی فلج به طور یکسان در کل بدن وجود دارد. در فلج مغزی آتتویید (آتتوز) فلج همراه با حرکات و لرزش‌های آهسته و پیچشی است. این لرزش‌ها بیشتر در بازوها، سر، گردن و صورت مشاهده می‌شود. مشکل اصلی در این بیماری، مفاصل بیمار است. ممکن است فرد دچار اختلال گفتاری، شلی عضلات و حرکات تکراری باشد.

(روانشناسی کودکان استثنایی، مهدی گنجی، فصل ۱۳)

۱۷- گزینه «۳» کم‌توانی هوشی.

سندروم X شکننده دومین علت شایع کم‌توانی ذهنی است. این سندروم بر اثر جهش در کروموزوم X، در جایی که به «مکان شکننده» معروف است، پدید می‌آید. فنوتیپ‌های مشخص این سندروم عبارتند از: سر و گوش‌های بزرگ، قد کوتاه و بزرگی بیضه‌ها پس از بلوغ. میزان کم‌توانی از خفیف تا شدید متفاوت است. نمای رفتاری افراد مبتلا به این سندروم به شرح زیر است: شیوع بالای اختلال بیش‌فعالی–کم‌توجهی، اختلالات یادگیری و اختلالات رشدی گسترده نظیر درخودماندگی (اوتیسم). نقص‌های عملکرد زبانی عبارتند از تکلم تکراری و سریع، همراه با اختلالاتی در ترکیب واژه‌ها.

آنها برای ساخت عبارات و جملات، افراد مبتلا به سندرم X شکننده ظاهراً در برقراری ارتباط و اجتماعی شدن مهارت‌های نسبتاً قوی دارند و به نظر می‌رسد کارکردهای هوشی آنها در دورهٔ بلوغ کاهش می‌یابد. (آسیب‌شناسی روانی کاپلان، ترجمهٔ رضاعی، جلد سوم، فصل ۳۱)

۱۸- گزینه «۳»

انسجام مرکزی

یکی از نظرات بسیار معروف در توجیه توانایی‌ها و ناتوانی‌های اوتیسم، نظریهٔ انسجام مرکزی است. اساس این نظریه، یکپارچه‌سازی اطلاعات در یک بستر است که به نام گِشتالت معروف است. مغز طبیعی توانایی یکپارچه‌سازی اطلاعات جزء به جزء و پردازش کلی آنها را دارد؛ در صورت عدم وجود چنین توانایی، پردازش جزء به جزء توسط فرد ترجیح داده می‌شود و در اختلال اوتیسم این گونه است.

۱۹- گزینه «۴»

نقص توجه/بیش‌فعالی

حواس‌پرتی، منفی‌گرایی، لجبازی، عدم ثبات عاطفی و هیجان‌پذیری از مشخصات کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش‌فعالی (ADHD) است. تاخیر رشد زبانی، اختلال شناختی، تیک‌های گذرا، حتی سندرم ژیل دو لا تورِت، وسواس‌ها به صورت حرکات تکراری اجباری، مشکلات تحصیلی و بی‌ملاحظگی در رعایت قوانین (البته نه به طور عمدی) از دیگر خصوصیات این بیماری است. خواب و خوراک معمولاً عادی است. این کودکان در منزل بسیار ناراحت و در مدرسه غیرقابل تحمل‌اند. در انجام تکالیف تحصیلی نظم و ترتیب خاصی ندارند و به دشواری غذا می‌خورند. به علاوه، به راحتی نمی‌توان آنها را حمام کرد، لباس پوشاند و خواباند. سایر خصوصیات مشخص‌کنندهٔ ADHD عبارتند از میدان توجه کوتاه و حواس‌پرتی. در مدرسه، کودکان مبتلا به این اختلال قادر به انجام دستورالعمل‌ها نبوده و نیازمند توجه بیشتری از سوی معلمین هستند. آنها در خانه اغلب از خواسته‌های والدین پیروی نمی‌کنند و ممکن است برای تکمیل تکالیف نسبتاً ساده لازم شود والدین چند بار به آنها گوشزد کنند. این کودکان تکانشی عمل می‌کنند (اقدام قبل از اندیشیدن)، دچار تغییرات ناگهانی در فعالیت، ضعف سازماندهی، از جا پریدن در کلاس، بی‌ثباتی هیجانی و تحریک‌پذیری انفجاری هستند. (روانشناسی کودکان استثنایی، مهدی گنجی، فصل ۶؛ روانشناسی کودکان و نوجوانان استثنایی، میلانی‌فر، فصل ۸)

۲۰- گزینه «۳»

در درون‌داد اطلاعات در بخش دیداری و شنیداری مشکل دارند

در معاینه وضعیت روانی افراد مبتلا به ADHD ممکن است خلق افسرده یا دلسردی، حواس‌پرتی، جا ماندگی (perseveration) و نشانه‌هایی از مشکلات دیداری-ادراکی، شنیداری-ادراکی یا اختلالات یادگیری مبتنی بر زبان مشاهده شود. معاینهٔ عصبی ممکن است نشانگر عدم تکامل یا نقصان افتراق دیداری-حرکتی، ادراکی یا شنیداری بدون علایم آشکار اختلالات حدت بینایی یا شنوایی باشد. به نظر می‌رسد که افراد مبتلا به ADHD نمی‌توانند بعضی محرک‌های اجتماعی را متوجه شوند؛ مخصوصاً ممکن است نتوانند حالات چهرهٔ مرتبط با خشم یا غم را تشخیص دهند. (روانشناسی کودکان استثنایی، مهدی گنجی، فصل ۶؛ خلاصهٔ روانپزشکی کاپلان، جلد سوم، فصل ۳۱)